سوسول فا

رمان دلواپسم برای تو – جلد دوم رمان ستاره سرد

شنبه , ۲۷ آبان , ۱۳۹۶
اخبار
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

رمان دلواپسم برای تو – جلد دوم رمان ستاره سرد

رمان دلواپسم براي تو - جلد دوم رمان ستاره سرد

این روزا خیلی سرم شلوغه. انقدر درگیر کارای متفرقه شدم که واقعا از نفس غافل موندم. خدایا خودت کمک کن. سعی کردم بعد نیاز منو مامان صدا کنه، نمی خواستم کمبود بی مادریو به وضوح حس کنه، هر چند بهش این طوری توضیح داده بودم که دو تا مامان داره. حالا که کوچولوئه می شه با این حرفا رامش کرد، اما نمی دونم تو آینده چطوری قراره داشتنه دو تا مامانو براش توجیه کنم.
از بس شیرین زبون و دوست داشتنیه، حسابی خودشو تو دل مامان و بابا جا کرده. حالا دیگه نفس شده سوگلی خونه و کسی با سها خانوم که بنده باشم کاری نداره! بعضی وقتا بهش حسودیم می شه، اما چون بیشتر از جونم دوستش دارم زودی یادم میره. ترم آخرمم خدا رو شکر تموم شده و حالا باید تو یه روستای دور افتاده طرحمو بگذرونم.
خدا به دادم برسه! من ناز نازی تر از این حرفام که بتونم کارامو خودم بکنم. فکر این که یه مدت قراره از مامان اینا دور باشم عصبیم می کنه، البته هر جا برم نفس رو هم با خودم می برم، مگه آدم می تونه بی نفسش زنده بمونه؟! الهی قوربونش برم، عشقه منه. اون حالا چهار سالشم دیگه داره تموم می شه. وقتی نگاش می کنم همه خاطرات این چند سالم با نیاز زنده می شه. خیلی از خصوصیات اخلاقی نیاز رو داره. من به هر حال از کوچیکی با نیاز بودم. چقدر دلم تنگ شده. بعضی وقتا که خیلی دلم می گیره میرم سره مزارش. چقدر زود پرپر شد، اما من به خودم قول دادم نذارم نفس غصه بخوره. اون باید شاد زندگی کنه، واسه همین وقتی خونه هستم مثل خودش بچه می شم و هم پاش ورجه وورجه می کنم

دانلود  در ادامه مطلب

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 462 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.