سوسول فا

بایگانی‌ها احکام - سوسول فا - پرتال تفريحي,سرگرمي,دانلود فیلم,آهنگ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶

رمضان امسال با ربنای محمدرضا شجریان

دسته بندی : احکام تاریخ : شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵

خانه موسیقی با ارسال نامه ای به رییس صدا و سیما درخواست کرد در ماه رمضان مناجات و ربنای محمدرضا شجریان را پخش کند

صدای ربنای شجریان در ماه رمضان 95

حداقل ایمان به چیست؟

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

خداوند متعال در قرآن، برخی از مسلمانان را شایسته مقام ایمان ندانسته، نام مسلمان را مناسب آنان معرفی نموده می‌فرماید: (قالَتِ الأَْعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا).(۱) اعراب مدعی ایمان شدند، ای پیامبر، به آنان بگو که لیاقت ایمان ندارید، ولی بگویید که ما اسلام آوردیم. پس بین مسلمان ومومن تفاوت است. این تفاوت در کجا است؟

مؤمن چه اعتقادی دارد که مسلمان ندارد؟ تفاوت ایمان و اسلام، غیر از اعتقاد قلبی و عمل به مبانی دینی، در اعتقاد به اصل مهم ولایت اهل بیت علیهم السلام نهفته است. مؤمن کسی است که به جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم، از امیر المومنین گرفته تا حضرت مهدی علیه‌السلام، به همگی آنان معتقد بوده آنان را جانشینان پیامبر و حجج الهی بداند. کسی که این اعتقاد را ندارد، شایسته لقب مؤمن نیست.

فردی از امام صادق علیه‌السلام درباره فرق اسلام و ایمان پرسید. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: (الإسلام هو الظاهر الذی علیه الناس: شهادة أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له وأنَّ محمّداً عبده ورسوله وإقامة الصلاة وإیتاء الزکاة وحجّ البیت وصیام شهر رمضان، فهذا الإسلام). وقال:(الإیمان معرفة هذا الأمر مع هذا، فإن أقرَّ بها ولم یعرف هذا الأمر کان مسلماً وکان ضالاً).(۲) اسلام همان اعتقاد آشکاری است که مردم بر آن هستند. یعنی گواهی به توحید خداوند متعال و نبوت پیامبر اکرم وبر پاداشتن نماز و پرداخت زکات و انجام حج و روزه ماه رمضان، این اسلام است. ولی ایمان عبارت است از اعتقاد به امامت اهل بیت علیهم السلام همراه با مبانی قبل (توحید و نبوت و…)، پس اگر فرد، به اسلام اقرار نمود و ولایت اهل بیت را نشناخت، مسلمان گمراه است. (مؤمن نخواهد بود)

فردی از امیرالمؤمنین درباره حداقل ایمان و کفر وگمراهی پرسید، امام در پاسخ فرمودند: حداقل ایمان آن است که خدای بزرگ، خود را به انسان بشناساند، پس انسان به اطاعت خدا اقرار کند، سپس خدا پیغمبرش را بشناساند و انسان به نبوت و دریافت تعالیم دین اقرار کند. (آن گاه خدا) حجت خود بر خلق و گواه بر خلق را به انسان معرفی نماید و انسان به فرمان برداری او اقرار نماید

حداقل ایمان به چیست؟

در روایتی دیگر، حضرت باقر یا امام صادق علیهما السلام ایمان را این گونه توصیف فرموده‌اند:(لا یکون العبد مؤمناً حتَّی یعرف الله ورسوله والأئمّة کلّهم وإمام زمانه ویرد إلیه ویسلّم له) . هیچ کس مؤمن نخواهد بود مگر اینکه خدا و پیامبرش و همه امامان را بشناسد به معرفت امام زمانش نائل آید و مسائل را به او ارجاع دهد و تسلیم فرمان امام زمانش باشد.(۳)

فردی از امیرالمؤمنین درباره حداقل ایمان و کفر وگمراهی پرسید، امام در پاسخ فرمودند: حداقل ایمان آن است که خدای بزرگ، خود را به انسان بشناساند، پس انسان به اطاعت خدا اقرار کند، سپس خدا پیغمبرش را بشناساند و انسان به نبوت و دریافت تعالیم دین اقرار کند. (آن گاه خدا) حجت خود بر خلق و گواه بر خلق را به انسان معرفی نماید و انسان به فرمان برداری او اقرار نماید…و حداقل گمراهی آن است که انسان حجت خدا در زمین و گواه خدا بر خلق را که خداوند به اطاعت اوامر نموده و ولایت او را واجب کرده است نشناسد. (۴)

امام کاظم به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آ له و سلم فرمودند: (من أحبَّ أن یلقی الله عزَّ وجلَّ وقد کمل إیمانه وحسن إسلامه فلیتول الحجّة بن الحسن المنتظر صلوات الله علیه): کسی که می‌خواهد در حالی خدا را ملاقات کند که ایمان او کامل و اسلام او نیکو باشد پس به ولایت حجه بن الحسن که همه در انتظار اویند معتقد شود.(۵) به همین جهت، در زیارت امام زمان علیه‌السلام خطاب به آن حضرت می‌گوییم: (السلام علیک یا باب الله الذی لا یؤتی إلاَّ منه، السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره أهلک) .

سلام بر تو ای دروازه (دین) خدا که جز از طریق آن نمی‌توان (به سوی خدا) آمد، سلام بر تو ای راه خدا که هر کس غیر آن را رود، هلاک می‌گردد. پس اعتقاد به ولایت ائمه اطهار علیهم السلام و در زمان حاضر، ایمان به امامت و ولایت حضرت مهدی علیه‌السلام لازمه ایمان هر مؤمنی است که بدون آن، کسی به جرگه ایمان وارد نمی‌گردد.

پی نوشت ها :

(۱) سوره حجرات: ۱۴,

(۲) تفسیر برهان ۴: ۲۱۲/ ح ۵ (ذیل آیه فوق)؛ کافی ۲: ۲۴ و۲۵/ ح ۴,

(۳) کافی ۱: ۱۸۰/ ح ۲,

(۴) کتاب سلیم: ۵۸ و۵۹/ ح ۹؛ کافی ۲: ۴۱۴ و۴۱۵/ ح ۱,

(۵) بحار ۲۷: ۱۰۸/ ح ۸۰، بنابراین قاعده، منافقینی که از سر ترس یا طمع، اظهار اسلام کردند، وقلبا اعتقادی به توحید یا نبوت نداشتند، در ظاهر و در عالم دنیا مسلمان محسوب می‌گردند.

روزه گرفتن تا چه زمانی بر گردن انسان است!؟

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴
قرآن کتابی است که ظاهری دارد و باطنی و برای پی بردن به مقاصد اصلی آن باید از ظاهر گذر کرد و به باطن آن راه برد.

در آیه فوق از واژه کتابت برای فریضه قرار دادن روزه استفاده شده است. اگر در ابعاد این نیم خط –کتب علیکم– کمی تأمل شود شاید اندکی از اسرار روزه بر ما منکشف گردد.

اولین روزه را چه کسی گرفته است؟!

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

ابو سعید خدری می‌گوید: با رسول خدا در مکه بودم که مردی اعرابی بلند قامت… وارد شد، گفت ای محمد …. پیامبر(ص) گریه‌ای شدیدی کرد به گونه‌ای که اشک بر صورت حضرت جاری شد….

بر اساس برخی از روایات، اولین فردی که روزه گرفت، خود حضرت آدم(ع) بود. روایت در این باره چنین می‌گوید: «إِنَّ آدَمَ ع لَمَّا أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَةِ بَقِیَ فِی بَطْنِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً فَفَرَضَ اللَّهُ عَلَى ذُرِّیَّتِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ وَ الَّذِی یَأْکُلُونَهُ بِاللَّیْلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِمْ وَ کَذَلِکَ کَانَ عَلَى آدَمَ (ع)…»؛[۱] هنگامی که حضرت آدم(ع) از میوه درخت ممنوعه خورد، آن میوه سی روز در شکمش باقی ماند. پس از آن بود که خداوند بر حضرت آدم و نسل او سی روز‏ گرسنگی و تشنگی را واجب نمود. و اگر در شب چیزی می‌خورند تفضلی است از جانب پروردگار.

این روایت تصریح دارد به این‌که اولین فردی که در تاریخ بشر روزه گرفت، خود حضرت آدم(ع) بود و تاریخ وجوب روزه بازگشت به خلقت آدم می‌کند. اما طبق برخی از روایات، اولین شخصی که از پیروان پیامبر(ص) و از مسلمانان روزه گرفت، امام علی(ع) بود: «…قَالَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ کُنْتُ مَعَ النَّبِیِّ (ص) بِمَکَّةَ إِذْ وَرَدَ عَلَیْهِ أَعْرَابِیٌّ طَوِیلُ الْقَامَةِ عَظِیمُ الْهَامَةِ مُحْتَزِمٌ بِکِسَاءٍ وَ مُلْتَحِفٌ بِعَبَاءٍ قُطْوَانِیٍّ قَدْ تَنَکَّبَ قَوْساً لَهُ وَ کِنَانَةً فَقَالَ لِلنَّبِیِّ (ص) یَا مُحَمَّدُ أَیْنَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنْ قَلْبِکَ فَبَکَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) بُکَاءً شَدِیداً حَتَّى ابْتَلَّتْ وَجْنَتَاهُ مِنْ دُمُوعِهِ وَ أَلْصَقَ خَدَّهُ بِالْأَرْضِ ثُمَّ وَثَبَ کَالْمُنْفَلِتِ مِنْ عِقَالِهِ وَ أَخَذَ بِقَائِمَةِ الْمِنْبَرِ ثُمَّ قَالَ یَا أَعْرَابِیٌّ وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ وَ سَطَحَ الْأَرْضَ عَلَى وَجْهِ الْمَاءِ لَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ سَیِّدِ کُلِّ أَبْیَضَ وَ أَسْوَد وَ أَوَّلُ مَنْ صَامَ وَ زَکَى وَ تَصَدَّقَ وَ صَلَّى الْقِبْلَتَیْنِ وَ بَایَعَ الْبَیْعَتَیْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ حَمَلَ الرَّایَتَیْنِ وَ فَتَحَ بَدْراً وَ حُنَیْنَ ثُمَّ لَمْ یَعْصِ اللَّهَ طَرْفَةَ عَیْنٍ قَالَ فَغَابَ الْأَعْرَابِیُّ مِنْ بَیْنِ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَبِی سَعِیدٍ یَا أَخَا جُهَیْنَةَ هَلْ عَرَفْتَ مَنْ کَانَ یُخَاطِبُنِی فِی ابْنِ عَمِّی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب…»؛

ابو سعید خدری می‌گوید: با رسول خدا در مکه بودم که مردی اعرابی بلند قامت… وارد شد، گفت ای محمد …. پیامبر(ص) گریه‌ای شدیدی کرد به گونه‌ای که اشک بر صورت حضرت جاری شد…. بعد از فرمود ای اعرابی…. اولین کسی که روزه گرفت، زکات داد، صدقه داد، به سوی دو قبله نماز خواند، دوبار بیعت نمود، دوبار مهاجرت کرد…. پسرعمویم علی بن ابیطالب(ع) بود.

مکان ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد کوفه (+تصاویر)

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

زمانیکه سه نفر از باقیمانده خوارج در مکه هم‌ قسم شدند تا نقشه شوم خویش را در ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری عمل کنند، زمان زیادی نگذشت، دو نفر از آن‌ها که برای قتل معاویه و عمرو بن عاص رهسپار محل مأموریت خود شدند، در اجرای نقشه خود ناکام ماندند و تنها عبدالرحمن بن ملجم مرادی در شب نوزدهم ماه رمضان فرق مظلوم‌ترین فرد عالم را شکافت.

عبدالرحمن بن ملجم مرادی همراه با شبیب بن بجره اشجعی در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد کوفه کمین کرد و هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) سر بر سجده نهاد، شمشیر زهرآگین خود را فرود آورد، در این هنگام حضرت علی(ع) در محراب مسجد افتاد و فرمود: «بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله فزت و ربّ الکعبه»، سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.

مکان ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد کوفه (+تصاویر)

امام(ع) در حالی که خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: «هذا ما وعدنا الله و رسوله»، این همان وعده‌ای است که خداوند متعال و رسولش به من داده‌اند، در این زمان چون امام توان برگزاری نماز جماعت را نداشت، به امام حسن(ع) فرمود نماز را ادامه دهد و خود نشسته نماز را اقامه کرد.

مکان ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد کوفه (+تصاویر)

نقل شده است که جبرئیل در میان آسمان و زمین ندا داد و گفت:

«تهدّمت والله ارکان الهدی وانطمست أعلام التّقی وانفصمت العروه الوثقی قُتل ابن عمّ المصطفی قُتل الوصیّ المجتبی قُتل علیّ المرتضی قَتَله أشقی الْأشقیاء»، سوگند به خدا که ارکان هدایت در هم شکست و ستاره‌های دانش نبوت تاریک و نشانه‌های پرهیزکاری بر طرف شد و عروه الوثقی الهی گسیخته شد، زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید، وی را سیاه بخت‌ترین اشقیاء به شهادت رسانید.

فتوای برخی احکام عزاداری

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

بررسی برخی از احکام عزاداری در ماه محرم الحرام. آنچه در فتاوای اکثر مراجع معظم تقلید در مورد برهنه شدن برای سینه زدن، به چشم می خورد حاکی از آن است که انجام این امر در عزای امام حسین(علیه السلام)، اگر در مقابل چشم نامحرم نبوده و دارای مفسده نباشد، جایز است.

چند سوال: برهنه شدن در مراسم عزای ابی عبدالله(علیه السلام) در حالی که عزاداران با سنین مختلف حضور دارند چه حکمی دارد؟ لطفا مصادیق وهن دین و حد برهنه شدن (به این معنا که تا چقدر از بدن معلوم باشد اشکال ندارد) را در مورد مراسمات عزاداری بیان کنید. ۲٫ لطمه زدن و سینه زدن به حد سرخ شدن چه حکمی دارد؟ ۳٫ آیا این مطلب که امام در روز عاشورا پیراهن کهنه ای طلب کرد تا دشمن بعد از شهادت حضرت، در آن طمع نکند می تواند دلیل مناسبی برای عدم برهنه شدن و ایراد به برهنه شدن در مراسم عزای امام باشد؟

۱٫ آنچه در روایات زیادی مورد سفارش و تأکید است، عزادارى و محزون و گریان بودن در مصیبت شهادت و مظلومیت سالار شهیدان، امام حسین(علیه السلام) است. شکل عزادارى و چگونگى آن به حسب عرف و عادت و مراسم و فرهنگ هر جامعه مختلف است و در روایات بر شکل خاصى از آن تأکید نشده است. برهنه شدن در مراسم عزادارى که در بعضى جاها معمول است، تابع همین عرف و عادت است و داراى فضیلت و ارزش خاصى نمى باشد و هیچ گونه تأکیدى بر آن نشده، بلکه در مکان هایی که این مراسم در معرض دید و تماشاى خانم ها باشد، ترک این کار و انجام عزادارى با لباس، بدون شک بهتر و مناسب تر است.

در هر حال، آنچه در فتاوای اکثر مراجع معظم تقلید در مورد برهنه شدن برای سینه زدن، به چشم می خورد حاکی از آن است که انجام این امر در عزای امام حسین (علیه السلام)، اگر در مقابل چشم نامحرم نبوده و دارای مفسده نباشد،جایز است. [۱]

شایان ذکر است، برهنه شدن (به شکل مجالس امروزی)، مصداق وهن دین شمرده نمی شود. بله اگر در کشور و منطقه ای این موضوع باعث وهن دین باشد، جایز نیست.

۲٫ لطمه در لغت به معناى ضربه زدن به صورت و بدن، با کف دست است. [۲] با توجه به روایاتی که در باب عزاداری امام حسین وارد شده است، هیچ یک از فقها و مراجع، لطمه و «سینه زدن شدید» در عزای حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و دیگر معصومان را حرام ندانسته، بلکه بر استحباب آن تصریح و تأکید کرده اند. [۳]

البته روشن است که جواز این مسئله نیز تا حدّی است که اولاً: موجب جنایت بر نفس نشود و ثانیاً: وهن اسلام و بی حرمتی مسلمانان نباشد. [۴]

۳٫ قضیه (پیراهن کهنه) هم بنا بر آنچه در کتاب «لهوف» آمده به این شکل است که: امام حسین(علیه السلام) به اهل حرم فرمود: جامه کهنه‏اى که کسى در آن رغبت نکند براى من بیاورید تا زیر لباس‏ هایم بپوشم که بدن مرا برهنه نکنند. [۵]

این جریان شاید دارای یک پیام اخلاقی، مبنی بر حفظ عفّت و حرمت خویش داشته باشد، امّا ربطی به مسئله ذکر شده ندارد و هیچ فقیهی آن را دلیل بر عدم جواز برهنگی در عزاداری امام حسین(علیه السلام) قرار نداده است.

 استفتاء از آیة الله خامنه ای دام ظله:
سوال: مسئول یك هیأت عزادارى براى تهیه امكانات و هزینه جارى هیأت از بانك مبلغى را به عنوان وام مضاربه به نیابت از هیأت دریافت مى‌‌كند و با بانك صلح مى‌‌كند در صورت منفعت و ضرر اصل وام و سود تعیین شده به بانك داده شود و این وام در مدت سه ماه هزینه اجاره مغازه و حقوق كاركنان و دكور مغازه و خرید جنس مى‌‌شود اما بعد از مدتى بدلیل عدم فروش مناسب، مغازه بسته مى‌‌شود. چه كسى ضامن این خسارت‌ها است؟ در صورت تفریط در مضاربه خسارت متوجه چه كسى مى‌باشد؟ و تشخیص آن با چه كسى است؟

جواب: اگر مسئول هیئت به وکالت صریح از اعضاى هیئت اقدام به دریافت وام جهت تهیه امکانات و هزینه‌هاى جارى هیئت نموده، همه اعضاى هیئت ضامن خسارت وارده هستند وگرنه شخص مسئول هیئت که پیش خود اقدام به دریافت وام نموده ضامن خسارت وارده است و اگر خسارت وارده در اثر تفریط باشد، هر کس که تفریط نموده ضامن است و تشخیص آن با اعضاى هیئت و عرف است.

 چند استفتاء از آیة الله مکارم شیرازی دام ظله:
سوال: مداحی هایی که حالت غنا دارد چه حکمی دارد؟

هرگاه آن صدا متناسب مجالس لهو و فساد باشد جایز نیست.

سوال: همه ساله در روز تاسوعا و عاشورا، مردم محل گوسفندهایى را به عنوان نذر در جلوى هیأت سینه زنى و عَلم هایى که به نام حضرت ابوالفضل(علیه السلام) برپا مى گردد ذبح مى کنند و وجه آن توسّط هیأت امناى حسینیّه در مرمت و گسترش آن مکان مقدّس خرج مى شود آیا پول این گوسفندهاى قربانى را مى شود در مسجدى که به نام حضرت ابوالفضل(علیه السلام) در کنار جادّه جهت عبادت و رفاه حال مسافران و رهگذران در حال احداث است خرج کرد، در صورتى که خود آن حسینیّه نیز احتیاج مبرم به بازسازى دارد؟

احتیاط آن است که این گوسفندان را صرف اطعام عزاداران نمایند مگر این که از قراین معلوم شود که نذر کنندگان هدف دیگرى داشته اند.

سوال: در مساجد برخی شهرها در ایّام عزادارى امام حسین(علیه السلام) در مقابل دسته هاى عزادارى گاو و گوسفند زیادى قربانى مى شود و قسمتى از این گوشت ها صرف اطعام و قسمتى بین مردم تقسیم مى شود و اضافه آن را جهت توسعه بناى مسجد و احداث درمانگاه یا مانند آن زیر نظر هیأت امنا به فروش مى رسانند، آیا این عمل جایز است؟

هرگاه مردم از این جریان قبلا با خبر باشند و با رضایت به این امور قربانى کنند اشکالى ندارد و اگر با خبر نیستند باید گوشت ها را صرف در مصارف عزادارى کنند.

سوال: طریقه نذر صحیح براى مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) چگونه است؟

باید نذر کنند که براى رضاى خدا به مراسم حسینى، فلان کمک را مى کنند، و نذر براى پرچم و امثال آن صحیح نیست، بلکه باید براى خدا به نیت کمک به عزاى صاحب پرچم یعنى امام حسین(علیه السلام) و یارانش باشد.

سوال: بعضى از خطبا اصرار دارند که در منابر خود از خواب هاى مختلفى که درباره مسائل مربوط به عزادارى یا غیر آن است بهره کافى بگیرند آیا این کار درست است؟

گرچه گاهى خواب ها پرده از روى مسائل مهمى بر مى دارد ولى با توجه به اینکه خواب شرعاً حجت نیست نباید در منابر زیاد روى آن تکیه کرد.

==================================

پی نوشت ها:
[۱] گلپایگانى، لطف الله صافى، جامع الأحکام ؛ خمینی، روح الله، استفتاءات، ج ۳، سوالات متفرقه، س ۴۶؛ فاضل لنکرانی، محمد، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۲۱۶۳ و ۲۱۶۵؛ بهجت، محمد تقی، توضیح‏المسائل، م ۱۹۳۷؛ (آیة الله مکارم شیرازی دام ظله: در صورتی که زنان حضور داشته باشند این کار حرام است و اگر زنان هم نباشند اشکال دارد)
[۲] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۷، ص ۴۳۳
[۳] . جمعى از مولفان، مجله فقه اهل بیت (علیهم السلام)، ج ‌۴۹، ص ۲۰۱؛ تبریزى، جواد، استفتاءات جدید، ج ۱، ص ۴۵۲ ؛ لنکرانى، محمد، جامع المسائل، ج ‌۱، ص ۵۷۹
[۴] . شیرازى، ناصر مکارم، استفتاءات جدید، ج ‌۲، ص ۲۴۷
[۵] . سید بن طاوس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۱۲۳

منابع:
سایت اسلام کوئیست
پایگاه اطلاع رسانی آیة الله خامنه ای دام ظله
پایگاه اطلاع رسانی آیة الله مکارم شیرازی دام ظله

در چه شرایطی آب چیز نجس را پاک می کند

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

چه شرایطی باید لازم و مهیاباشید تا آب چیزهای نجس را پاک کند. اگر کسی بداند و یا احتمال دهد که به واسطه‌ی عمل به بعضی احتیاطات مبتلا به وسواس می‌شود، نباید آن احتیاط را عمل کند، مثلاً اگر می‌داند برای آب کشیدن متنجّس یک بار آب ریختن کافی است، نباید احتیاطاً دو بار یا بیشتر آب بریزد.

سوال: از قسمتی از انگشت در اثر جدا شدن پوست خون آمده به اندازه سر سوزن و شخص متوجه نشده وقتی دستان خود را می شوید و خیس هستند به جاهای مختلف برخورد می کند و بعد از مدتی که با دستان خیس کار کرده می بیند که دستانش خونی است. آیا تمام آن وسایلی را که با دست خیس به آنها دست زده باید آبکشی کند؟ (در اثر شستن خون نرفته چون علم به خون نداشته که دست بکشد و تمیز شود)

آیة الله خامنه ای(دام ظله):
آنچه یقین به نجس شدنش نداشته باشد محکوم به طهارت است.

آیة الله فاضل لنکرانی(ره):
خیر فقط همان قسمت که خون است نجس است و بقیه جاها و وسائل محکوم به طهارت است.

سوال: فضله پرندگان حرام گوشت چه حکمی دارد؟ مرجع: آیة الله مکارم شیرازی مدظله

پاسخ: نجس نیست ولی بنابر احتیاط مستحب پرهیز نمایید.

سوال: قرآنی دارم که سال ها پیش آب نجسی روی آن ریخت تمیز کردم ولی اکنون دچار شک و تردید هستم که نجاست از بین رفته یا نه؟ مرجع: آیة الله نوری همدانی (مدظله)

پاسخ: در صورتی که نجاست روی قرآن ریخته شده باشد آب کشیدن آن واجب فوری است و اگر سال ها قبل چنین اتفاقی افتاده به نجاست باقی مانده است.

سوال: اگر فردی با لباس نجس نماز بخواند اگر میان نماز و یا بعد از نماز بفهمد که لباسش نجس بوده نمازش چه حکمی دارد؟ مرجع:آیة الله بهجت(قدس سره)

پاسخ: اگر در بین نماز متوجه شد و وقت وسعت داشته باشد باید نماز را بشکند و لباس پاک بپوشد و نماز را بخواند. و اگر وقت تنگ باشد بدون شکستن نماز باید لباس نجس را از تن خارج کند و اگر پس از نماز متوجه شد نماز باطل است و باید با لباس پاک نماز را اعاده کند.

سوال: در مورد نجس شدن خاک: ۱) اگر مهر نماز نجس شود آیا با آب کشیدن پاک می شود؟ (برای طهارت آن باید چکار کرد)؟ ۲) کاشف به عمل آمده که هنگام فرش کردن ساختمانی باسرامیک، یکی از کارگران دست خونی خود را در بشکه آب قلیلی که با آن ملات می ساخته اند شسته است (و به مسأله آن آگاهی نداشته است) که تبعاً ملات ساخته شده هم نجس می باشد. اگر پس از چندی برای شستن سرامیک از آب پاک قلیل استفاده شود و آب از بین بندهای سرامیک به ملات نفوذ کند آب پاک قلیل نجس می شود؟ مرجع: آیة الله سیستانی (مدظله)

پاسخ: ۱) باید در آب کر یا جاری قرار گیرد که آب به تمام آن فرو رود و اگر قبل از قرار دادن در آب کر یا جاری رطوبت داشته باشد باید خشک نمود و سپس در آب کر یا جاری قرار گیرد. ۲) اگر ظاهر زمین نجس باشد در صورتی با آب قلیل پاک می گردد که آب از جایی مثل فاضلاب یا سوراخی که در زمین قرار دارد خارج شود وگرنه به نجاست خود باقی می ماند مگر اینکه به وسیله شلنگ آب کشید که در این صورت ظاهر زمین و ساختمان پاک است. هر چند داخل آن به نجاست خود باقی است.

سوال: چند چیز نجاست را پاك می‌كند؟

جواب: ده چیز، نجاست را پاك می‌كند و آنها را مطهرات می‌گویند:

۱٫آب. ۲٫زمین. ۳٫آفتاب. ۴٫استحاله. ۵٫انتقال. ۶٫اسلام. ۷٫تبعیت ۸٫٫برطرف شدن عین نجاست ۹٫استبراء حیوان نجاست خوار ۱۰٫ غائب شدن مسلمان (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م ۱۴۸)

سوال: چه شرایطی باید باشد تا آب چیز نجس را پاك نماید؟

جواب: ۱٫ آب باید مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و..، چیز نجس را پاك نمی‌كند.

۲٫ آب باید پاك باشد.

۳٫ آنكه وقتی چیز نجس را می‌شوید آب مضاف نشود و بو یا رنگ یا مزه‌ی نجاست هم نگیرد.

۴٫ آنكه بعد از آب كشیدن چیز نجس، عین نجاست در آن نباشد. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م۱۴۹)
دو سوال از حضرت آیت الله العظمی مظاهری(دامت برکاته):

سوال: در صورت شنا در استخرهایی که به بول آلوده است، آیا بدن نجس می‌شود؟

خیر، نجس نمی‌شود.

سوال: کسی که احتمال می‌دهد با عمل به احتیاطات در وسواس بیافتد، چه وظیفه‌ای بر عهده دارد؟

اگر کسی بداند و یا احتمال دهد که به واسطه‌ی عمل به بعضی احتیاطات مبتلا به وسواس می‌شود، نباید آن احتیاط را عمل کند، مثلاً اگر می‌داند برای آب کشیدن متنجّس یک بار آب ریختن کافی است، نباید احتیاطاً دو بار یا بیشتر آب بریزد.

حقیقت مرگ چیست؟

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

دراین بخش از دین واندیشه اسلامی به حقیقت آن چه که درباره مرگ است می پردازیم. حقیقت مرگ از این نظر مهّم است که اصل مرگ را همه انسان ها چه ماتریالیست ها و مادی گراها و چه متدینین، همه قبول دارند. منتها در حقیقت مرگ با هم اختلاف دارند که واقعاً مرگ چه کار می کند؟ آیا مرگ نقطه پایان زندگی انسان است یا نه شروع زندگی دیگری است؟ اگر این حقیقت روشن بشود خیلی از مباحث دیگر هم روشن می شود.
حقیقت مرگ
در مقاله “ماهیت مرگ” بر حسب آنچه که در روایات آمده بود که برهان های عقلی هم آن را تأیید می کرد چنین گفتیم که حقیقت مرگ چیزی جز عوض کردن لباس نیست. اگر شخص مومن باشد لباس کثیف و آلوده را در می آورد و لباس تمیز و معطر و پاکیزه می پوشد و اگر کافر باشد برعکس.

بنابر این مرگ جز برداشتن قید و بند مادیت از دست و پا چیز دیگری نیست. انسان آن قیود مادیت را بر می دارد و به جای آن لباس لطیف برزخی می پوشد.

تعبیرهایی که در روایات در رابطه با حقیقت مرگ آمده همگی حساب شده است. مورد دیگری که در باره حقیقت مرگ از ائمه(علیهم السلام) سوال کردند سوالی است که از امیرالمومنین(علیه السلام) پرسیدند که: ما الموت؟ مرگ چیست؟ حضرت فرمود: از انسان آگاه پرسیدید، از خوب کسی پرسیدید، مرگ از سه حال خارج نیست، یا مرگ مژده ای است به نعمت های ابدی یعنی مژده، آن هم به نعمت ابدی یا بشارتی است به عذاب ابدی یعنی به عذاب جاودان، یا غصه و ترس و به سر بردن در حالت ابهام است. حضرت در باره این سه دسته که چه کسانی هستند، توضیح فرمودند؟ فرمود: کسی که ولی ما باشد، ولایت اهل بیت را داشته باشد، مطیع امر اهل بیت باشد مرگ او مساوی است با بشارت ابدی، اما اگر دشمن ما و مخالف ما باشد، مرگ برایش مساوی است با مژده و عذاب ابدی.

اما اگر آن کسی که امرش مبهم است و در حال غصه و اندوه است، آن مومنی است که “المسرف علی نفسه” به خودش ظلم کرده، گناه کرده و اهل گناه است و نمی داند که خداوند گناهش را می آمرزد، که مژده نعیم ابد را داشته باشد یا این گناه او را در جهنم جاودانه خواهد کرد؟ بعد حضرت فرمود که سرانجام خداوند این شخص مومن را با شفاعت ما از آتش نجات خواهد داد ولی به هر حال مرگ برایش حالت اندوه و ترس و تخویف دارد. اگر چه به شفاعت ما از مرگ نجات خواهند یافت.

باید بدانند که حضرت فرمود: فإنّ من المسرفین من لا تلحقه شفاعتنا إلّا بعد عذاب ثلاثمائة ألف سنة” بعضی از گنهکاران هستند که شفاعت ما به آن ها نمی رسد مگر بعد از سیصدهزار سال، بنابراین باید حواس ها را جمع کنند و گناه نکنند.

از این حدیث هم روشن شد که مرگ در واقع چیزی جز مژده برای مومن نیست، مژده به خوشی و سرور و وعید به کافر، به عذاب و عذاب جاودان.

دسته سومی هم هستند که اینها مرگ برایشان یک حالت ترس و اندوه و غصه ای را ایجاد می کند که نمی دانند سرانجامشان چه خواهد شد؟ آیا بعد از عالم برزخ مشمول شفاعت واقع شده و نجات پیدا می کنند یا نه باید به جهنم بروند.

از این روایت نیز چنین فهمیده می شود که به هر حال اینها نجات پیدا می کنند و لو بعد از سیصدهزار سال این هم یک مورد دیگر، موارد دیگری هم هست که در این نوشتار مجال آن نیست.
خلاصه
مرگ درحقیقت چیزی جز عوض کردن لباس نیست. بر اساس روایات مرگ در واقع چیزی جز مژده برای مومن یعنی مژده به خوشی و سرور و وعید به کافر یعنی خبر از عذاب نیست.

میوه ای که باعث خداشناسی بیشتر می شود!

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

با آشنایی و ساختار این میوه ی بهشتی به خداشناسی ببیشتر از پیش آشنا می شوید.

انگور یکی از مهم ترین میوه‌های نام برده شده در قرآن است که از آن به عنوان درمان هم استفاده می‌کنند و خداوند آن را میوه اهل بهشت دانسته و بی‌تردید این امر با هدف جلب توجه مومنان به اهمیت این میوه در سوره مومنون صورت گرفته است.

انگور در قرآن و حدیث

انگور در یازده جای قرآن کریم، از جمله در سوره های نحل ( آیه ۴۷)، اسراء(۹۱ ) و … به عنوان غذا و میوه در این دنیا و نیز میوه ای بهشتی معرفی شده است. درباره تأثیر آن بر غم و غصه زدایی در بیان نورانی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: وقتی حضرت نوح به خاطر طوفانی شدن دریا گرفتار ناراحتی و غصه شد، خداوند به او الهام کرد که انگور سیاه بخورد تا غم و اندوه او برطرف شود. (بحار الانوار، ۷۳، ص ۳۲۳)

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و لم فرمودند: بهترین غذای شما نان و بهترین میوه های شما انگور است.(مکارم الاخلاق، ص ۱۷۴)

امام علی علیه السلام در تعبیری زیبا می فرمایند: انگور، هم خورشت است هم میوه هم غذا و هم شیرینی .(همان، ص ۱۷۴)

در حدیث دیگر می خوانیم که امیرالمومنین علیه السلام نان را با انگور میل می فرمودند. (بحارالانوار، ج ۶۳ ، ص ۱۴۸)

«وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»؛[۱]

و از میوه ‏‌هاى درختان خرما و انگور، هم مسکرات  و هم روزى خوب و پاکیزه می‌گیرید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیّتى که اندیشه می‌کنند.

در این آیه یکى از آثار قدرت خدا که براى بشر نعمت بزرگى است، بیان شده است و آن نوشیدنی ‌هایى است که از دو میوه خرما  و انگور به دست می‌آید.

قرآن کریم در این‌ جا تصریح می‌کند که شما از خرما و انگور دو نوع نوشیدنى می‌گیرید؛ یکى شراب مست کننده و دیگرى روزى نیکو.

منظور از روزى نیکو، شربت‌ ها و شیره‌ هایى است که از این دو میوه به عمل می‌آید.[۲]

درباره معنای «سکر»، راغب در مفردات می‌گوید «سُکر» – به ضم سین- آن حالتى را گویند که بر انسان عارض شده و بین انسان و عقلش حایل می‌گردد.

وی می‌گوید- «سَکَر» – به فتح سین و کاف- آن چیزى است که براى آدمى مستی می‌آورد.

وی در این معنا به همین آیه مورد بحث استدلال می‌کند.[۳]

اصل در معناى «سکر» زوال عقل به سبب استعمال چیزى است که عقل را زایل می‌کند و بقیه معانى که برایش ذکر کرده‌‏اند نوعى استعاره یا توسعه‌ای است که از آن معنا گرفته شده است

این واژه به معانی دیگر نیز آمده است؛ مانند سکون و آرامش. به همین جهت می‌گویند: «لیلة ساکرة»؛ یعنی شبى آرام.[۴] هم نین می‌گویند: «سکرت الریح»؛ باد آرام گرفت.[۵]

معنای دیگر آن حیران ‌شدن است: «سکر فلان سکرا»؛ یعنى فلانى حیران شد، حیران شدنى. و از همین باب است «تسکیر» به معناى تحیّر، یعنى حیران کردن.[۶]

به نظر می‌ رسد، اصل در معناى «سکر» زوال عقل به سبب استعمال چیزى است که عقل را زایل می‌کند و بقیه معانى که برایش ذکر کرده‌‏اند نوعى استعاره یا توسعه‌ای است که از آن معنا گرفته شده است.[۷]

روشن است که قرآن کریم در این آیه هرگز اجازه درست کردن شراب از خرما و انگور را نداده، بلکه با توجه به این‌که «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده، اشاره کوتاهى به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است.

بنابراین نیاز به این نیست که بگوییم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشاره‌اى به حلال بودن آن است، بلکه بر عکس، آیه، اشاره به حرام بودن آن می‌‏کند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.

در حقیقت گویى در یک جمله معترضه، قرآن مجید می‌خواهد ضمن برشمردن نعمت‌هاى الهى، به سوء استفاده از آن نیز اشاره کند.[۸]

بیشتر مفسران که واژه «سکر» را به شراب (مشروبات الکلی) تفسیر کرده‌اند، نزول آن را قبل از اعلام حرمتِ شراب می‌دانند

به بیان دیگر، این آیه شریفه در صدد بیان این مطلب نیست که مسکرات، حلال و مباح است، و حتى نمی‌خواهد بگوید کار خوبى می‌کنید که از میوه‌‌‏ هاى مذکور مسکر می‌گیرید، بلکه ممکن است بگوییم دلالت بر زشتى این کار دارد؛ چون شراب گرفتن را در مقابل رزق خوب قرار داده، تا بفهماند شراب رزق نیکو نیست.

اگر این دلالت را قبول نکنیم، آن‌را (قول به مباح بودن) نیز قبول نداریم؛ زیرا اساساً آیه شریفه در مقام بیان حلال و حرام نیست، بلکه در این مقام است که منافعى را که بشر آن روز از این میوه‏‌ها می‌‏بردند بشمارد، و بگوید همه این انتفاعات از نعمت‌هاى خدا است و از ذکر آن نتیجه توحید را بگیرد؛ چون آیه شریفه در مکه نازل شده و خطابش به مشرکان است.[۹]

البته، برخی از مفسران نیز خواسته‌اند آن‌ را به سرکه تفسیر کنند.[۱۰] ولی این تفسیر مورد پذیرش نیست؛ زیرا همان‌گونه که بیان شد آیه در صدد بیان محصولات به عمل آمده از خرما و انگور است که به طور طبیعی یکی از آنها شراب بود.

با این وجود، بیشتر مفسران که واژه «سکر» را به شراب (مشروبات الکلی) تفسیر کرده‌اند، نزول آن را قبل از اعلام حرمتِ شراب می‌دانند.

این معنا در برخی روایات نیز وجود دارد:

«عَنْ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ (علیه السلام)‏ فِی بَیَانِ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ أَنَّ قَوْلَهُ تَعَالَى‏ وَ مِنْ‏ ثَمَراتِ‏ النَّخِیلِ‏ وَ الْأَعْنابِ‏ تَتَّخِذُونَ‏ مِنْهُ‏ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً- مَنْسُوخٌ بِآیَةِ التَّحْرِیمِ وَ هِیَ قَوْلُهُ تَعَالَى‏ قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِ‏- وَ الْإِثْمُ هُنَا هُوَ الْخَمْرُ»؛[۱۱]

از امام علی(علیه السلام) در بیان ناسخ و منسوخ نقل شده است؛ سخن خدای متعال که فرمود: «و از میوه‏‌هاى درختان نخل و انگور، مسکرات و روزى خوب و پاکیزه می‌گیرید»، به آیه تحریم نسخ شده است: بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است و (هم نین) گناه و ستم به ناحق را»، و اثم(گناه) در این آیه همان خمر است.

گفتنی است که «سکر» در عرفان، مستی عرفانی است که حاصل دیدار با یار عرفانی (پیر یا امام) است.

 پی نوشت ها:

[۱]. نحل، ۶۷٫

[۲]. جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏۶، ص ۱۷۰٫

[۳]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۴۱۶٫

[۴]. همان.

[۵]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۴، ص ۳۷۶٫

[۶]. همان، ص ۳۷۵٫

[۷]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۵۷۳؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۲۸۹٫

[۸]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۱، ص ۲۹۰- ۲۹۱٫

[۹]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۲۹۰٫

[۱۰]. ر. ک: نجفی خمینی، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏۹، ص ۲۲۱٫

[۱۱]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ‏۲۵، ص ۳۰٫

زمان مناسب برای بچه دار شدن از دید اسلام

دسته بندی : احکام تاریخ : یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴

از آموزه های دینی به دست می آید آمیزش و همبستری برای بچه دار شدن در زمان ‏هاىی معین شده در ذیل مستحب است.

از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.

از نظر اسلام بهترین زمان برای بچه دار شدن چه روز و چه ساعتی است؟
از نظر اسلام بهترین زمان برای بارداری و بچه دار شدن کدام روز هفته و چه ساعتی از روز می باشد؟

پاسخ:
از آموزه های دینی به دست می آید آمیزش و همبستری برای بچه دار شدن در زمان ‏هاى ذیل مستحب است:

شب دوشنبه: که در پی آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش مقدر کرده ، می شود، (۱)

شب سه شنبه : که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی اومی شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غیبت وتهمت و پاک باک می ماند.(۲)

شب پنج شنبه : که در پی آن حاکمی از حکما و یا عالمی از علما خواهد شد.(۳)

روز پنج شنبه هنگام زوال : که در پی آن شیطان به او نزدیک نخواهد شد تا پیر گردد و سلامتی دین و دنیا روزی اش خواهد بود.(۴)

شب جمعه : که در پی آن بچه خطیب و سخنگو خواهد شد.(۴)

روز جمعه موقع عصر : که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد.(۵)

شب جمعه بعد از نماز عشا : امید است آن فرزند از ابدال ( شبیه به والدین ) باشد.(۶)

نیز توصیه شده از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.

موارد مکروهی نیز وجود دارد که بهتر است از آن ها پرهیز گردد:
۱- جماع در شب و روزی که ماه و خورشید گرفته است.
۲- هنگام غروب خورشید.
۳- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
۴- شب اول ماه غیر از ماه رمضان.
۵- در شب آخر ماه.
۶- جماع بعد از احتلام در خواب.
۷- جماع در اتاقی که بچه‏ای وجود داشته باشد.
۸- نگاه کردن به عورت زن هنگام جماع.
۹- جماع به صورت عریان.
۱۰- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
۱۱- جماع بدون وضو یا غسل.
۱۲- هنگامی که شکم پر است.
۱۳- جماع در جایی که کودکی باشد که به آن ها نگاه کند یا سر و صدای آن ها را بشنود، هر چند چیزی متوجه نشود.
۱۴- جماع در فرصت بین اذان و اقامه نماز که مخصوص اعمال عبادی است.
۱۵- جماع در شب عید فطر.
۱۶- جماع در شب عید قربان.

پی نوشت ها :
۱٫ وسائل الشیعه ؛ ج۷ ، باب ۱۹۰٫
۲٫همان .
۳٫همان .
۴٫ همان.
۵٫ همان.
۶٫ همان.



دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی