سوسول فا

بایگانی‌ها دانلود رمان - صفحه 30 از 30 - سوسول فا - فال , عکس , اس ام اس , سرگرمی , مدل , آرایش و زیبایی

چهارشنبه , ۱ آذر , ۱۳۹۶
اخبار
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

نام کتاب : وقتی برای تو ، وقتی برای من

نویسنده کتاب : مریم کاربر انجمن ۹۸ia

سبک کتاب : عاشقانه

زبان کتاب : فارسی

قالب کتاب : Pdf

حجم کتاب : ۲٫۷ مگابایت

خلاصه داستان   


این داستان روایتی ست از جدال عشق و نفرت … ریحانه به دلیل تصوراتی که در دوران

مدرسه داشته از ازدواج میترسه با ترس عاشق میشه و با کورش ازدواج میکنه اما……….

داستانی جذاب و واقعی


با تشکر از سایت WWW.MEHRPATOGH.IR و مریم عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 دانلود کتاب

دانلود رمان شام مهتاب

موضوعات این مطلب :

رمان و داستان

,

رمان های عاشقانه

,

قسمتی از متن رمان:

فقط جان جدتان جایی برویم که از انظار دور باشیم . »
ملینا گفت : « قربان آدم چیز فهم . طبقه دوم یه کافی شاپ است که خیلی دنجه ؛ میریم آنجا . » همگی با خوشحالی از پله ها بالا رفتیم . این هم جزو اولین ها بود ؛ برای اولین بار قدم به جای ناشناخته ای گذاشتم . همه چیز برایم تازگی داشت ..رمان شام مهتاب

مادر لبخندی زد و گفت :« عزیزجون اینقدر مرا خجالت ندهید ؛ منهم اگر چیزی به ارث بردم از شما بوده .»
پدر با شوخی گفت :« خوب تعارف برای هم تکه پاره میکنید ؛ خب اصل حالتون چطوره ؟.رمان شام مهتاب

مادرهمانطور که موهایم را نوازش میکرد به آرامی میگریست .
ـ الهی من فدات شم ؛ تو دختر با استعدادی هستی ؛ حیف بود که از دیگران عقب بیفتی . خوشحالم که بالاخره با سماجت به خواسته ات رسیدی ؛ بهت تبریک میگم .
ناگهان یاد شایان افتادم.رمان شام مهتاب

ـ اما این خواب فرق داشت ؛ من هیچ وقت در چنین جشن هایی شرکت نکرده بودم ؛ این چنین لباسهایی نپوشیده بودم ؛ اما دیشب سنگ تمام گذاشتم و هر کاری که نباید انجام دهم ؛ انجام دادم و متاسفانه لذت هم بردم. گناه من نابخشودنی است ؛ برای همین پدر با من قهر کرده او هیچ وقت مرا نخواهد بخشید.
و با صدای بلند گریه کردم . .رمان شام مهتاب

شایان هراسان جلو آمد و دو دستی به سرش کوبید و گفت:« خاک بر سرمن ؛ مقصر اصلی من هستم شرمنده که باعث ناراحتی همه شدم.»
آنقدر قیافه اش مسخره بود که ناخودآگاه خنده ام گرفت. شایان که همانطور مات و مبهودت مرا نگاه میکرد گفت:« واه ؛ واه ؛ حالا ما باید بخندیم یا گریه کنیم !»

دانلود رمان pdf

دانلود رمان در انتهایی ترین نقطه شب جاوا، اندروید، pdf،ایفون

دانلود رمان در انتهایی ترین نقطه شب

دانلود رمان در انتهایی ترین نقطه شب

جلد سوم درنده تاریک شب

نوشته elnaz D کاربر نگاه دانلود

خلاصه:

چه رازی در این شب نهفته است که تمام راه ها و امید ها به تاریکی این شب ختم می شود و چیست راز و رمز ها و قول و قرار های تاریکی که در پس سیاهی شب سر به مهر مانده اند!… و چه حسی دارد این تاریکی مطلق! تاریکی که می رود تا با ولع تمام روشنایی وجودت را ببلعد و زمانی به خود آیی که چیزی جز قلبی به تاریکی شب باقی نخواهد ماند… و باید دید در این انتهایی ترین نقطه شب در این انتهایی ترین سکوی تاریکی در این کران نفرت و آتش چه چیزی می تواند دوباره شعله کوچکی از روشنایی را مانند ستاره ای در قلب اسمان تاریک بی افروزد؟..

دانلودرمان درنده تاریک شب برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپد،تبلت( جلد اول)

دانلود رمان در بطن شب جاوا، اندروید،pdf،ایفون(جلد دوم)

قسمتی از داستان

خیره بودم به سیاهی شب، شبی بدون ماه ابری و تیره و حتی بدون کورسوی نور ستاره! چیزی درونم موج میزد که هم نیمی از وجودم از داشتنش غرق لذت بود و نیمه دیگرم بیزار. سکوت همه جارو فرا گرفته بود، سروصداها خوابیده بود انگار موج نیروی منفجر شده چند ساعت پیش همه رو به سکوت وادار کرده بود.
روحم قوی تر شده بود و جسمم ضعیف تر، بدن لاغرم بعد این همه تحمل درد و سختی توان تحمل یکجای چنین موج و فشاری رو نداشت. سعی کردم به درد سرم و گز گز دستم که به خاطر شکستن شیشه خونریزی داشت بی تفاوت باشم. به عقب برگشتم چشمم روی کالبد بی جان و یخ زده مردی که بیش از اندازه دوستش داشتم خیره موند. با ضعف عقب رفتم و گوشه ای از کلبه نشستم سرمو روی دست هام قرار دادم و چشم هامو بستم دلم نمیخواست تصاویر رو به روم رو ببینم و اتفاقات دوباره در ذهنم تکرار بشه.

 

دانلود رمان ننه سرما

دانلود رمان ننه سرما اثر ماندانا معینی (م.مودب پور)

دانلود رمان ننه سرما

بخشی از رمان ننه سرما :

کوچه ها ،همون کوچه هان .خیابونا ،همون خیابونان.درختا همون درختان.حتی کلاغایی که روشون می شینن م ،همون کلاغان !
فکر می کردم بعد از مردن پدرم همه چیز تموم می شه ! یا حداقل عوض می شه اما نشد ! یعنی تقریبا هیچکدوم از فکرایی که قبل از مرگ پدرم می کردم درست نبود ! اون موقع حداقل انگیزه ای داشتم ! برای برگشتن به خونه ،برای خونه موندن،برای بیدار شدن،برای غذا درست کردن،برای پذیرایی از مهمونایی که شاید فقط به احترام پدرم به خونه مون می اومدن و الآن هیچکدوم نمی آن.
تمام اینها به کنار، یه بهانه داشتم !
برای چی ؟!
برای تنهایی ؟! برای مجرد موندن ؟!
شایدم اصلا نگهداری از پدرم یه معلول بود نه یه علت !
حالا هر چی ! حالا که دیگه رفته و تموم شده ! با قُرقُر هاش ! چپ چپ نگاه کردن هاش ! سرزنش هاش ! نصیحت هاش ! مهربونی هاش ! دلسوزی هاش ! بردباری هاش !
یه مرد پیر که همیشه دلواپس بود ! دلواپس من ! یا به قول خودش همیشه دستش برای من از گور بیرون می مونه !

لینک دانلود رمان ننه سرما در سایت زیر :

رمان بزودی در همین سایت http://mehrpatogh.ir

نام رمان : آغوش اجباری

دانلود رمان آغوش اجباری

به قلم : نگار قادری

حجم رمان : ۳٫۰۱ مگابایت پی دی اف , ۱٫۰۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰٫۹۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱۵۰ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

قصه یه دل یه عشق
قصه یه ما شدن یا نشدن
حنا دختر قصه عاشق میشه عاشق کسی که اونم عاشقش بود و یکی دیگه هم عاشق حناش بود
محمد پسر عمویه حنا با حنا عهدو پیمان بسته بودند…
بهم دل داده بودن
ولی دست تقدیر از هم جداشون میکنه و حنارو مجبور به اغوش اجباری میکنه
محمد این وسط کجا میره به کجا میرسه
حنا از دوری محمد چیکار میکنه
کسی که عاشق حنا بودو حنا بهش بی تفاوت بود به کجا میرسه
سرانجام این عشق چی میشه
این دو دل چجوری به هم میرسن
ایا اصلا میرسن یه نه…؟؟؟

صفحه 30 از 30« بعدی...1020...2627282930