سوسول فا

بایگانی‌ها رمان جدید - سوسول فا - فال , عکس , اس ام اس , سرگرمی , مدل , آرایش و زیبایی

شنبه , ۲۷ آبان , ۱۳۹۶
اخبار
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

دانلود رمان شما در دو صدم ثانیه عاشق میشوید

photo_2016-05-01_17-00-17

دانلود رمان شما در دو صدم ثانیه عاشق میشوید

دانلود رمان از سامورایی تا لرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

۱۱۱

دانلود رمان از سامورایی تا لرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود مجموعه شعر عاشقانه های امید/م . میشی

۴wim_omid

دانلود مجموعه شعر عاشقانه های امید/م . میشی

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

fdgz_%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d8%aa_%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86_%d8%b9%d8%b4%d9%82l

دانلود رمان سرعت _ ماشین _ عشق جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام :سرعت _ ماشین _عشق

نویسنده : مهدیس ۰۰۹۵ ( حدیث )
ژانر : عاشقانه

بسیاری از دوستان میگن چرا باید در انجمن نگاه دانلود عضو بشیم فایدش چیه و  موارد دیگه به این دوستان میگم تنها حمایت شما از نگاه دانلود عضویت در انجمن نگاه دانلود هست و کمک به این که مشخص بشه انجمن نگاه دانلود یه اجتماع بزرگه و تعداد کاربر هاش کم نیست دیگه با خود شما که چقدر به نگاه دانلود علاقه دارید و مهمه براتون  جهت عضویت اینجا کلیک کیند

خلاصه : اناهید دختریه با روحیه کاملا شاد ولی یکمی هواس

پرت…..اناهید داره برای پایان نامش داخل یه بیمارستان با دوستاش طرح

میبینه….مهم تر از همه اناهید عشق سرعت و ماشینه و همیشه درحال

کورس گذاشتن با اینه و اونه تا اینکه …….

دانلود رمان مرا آزاد کن جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان مرا آزاد کن

دانلود رمان مرا آزاد کن

نویسنده : آرزو فیضی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر رمان:عاشقانه
مقدمه:
میخواهم مرور کنم زنه در آیینه را
زنی خسته از بازی زمانه را
میخواهم خلاص کنم زنه اسیر را
زنی به زنجیر کشیده در اسارت یار را
میخواهم رها کنم روح سختی کشیده را
خلاص شوم از شر جسم خاکی
خلاصه:
میخواهم از زنی بگم که همیشه دنیا برعکس تصوراتش چرخید …دختر قصه ما تو خانواده مذهبی و بین ۳ تا پسر بزرگ میشه …با موافقت حاج باباش کاملا سنتی ازدواج میکنه….درست زمانی که تو قلبش نسبت به همسرش حسی پیدا میکنه و خدا ثمره زندگیشون رو میده….طوفانی سهمگین میاد و زندگیشون رو از هم می پاشونه…حالا میخواهیم همراه بشیم ببینیم زنه قصه ما در مقابل سختیها چطور دوام میاره

قسمتی از داستان

دانلود رمان ، دانلود رمان مرا آزاد کن ، دانلود رمان مرا آزاد کن اندروید ، دانلود رمان مرا آزاد کن ایفون ، دانلود رمان مرا آزاد کن ایپد ، دانلود رمان مرا آزاد کن تبلت ،دانلود رمان مرا آزاد کن جاوا ، رمان مرا آزاد کن ، مرا آزاد کن

دانلود رمان لبخند های آبنباتی برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

qplr_لبخند_های_آبنباتی

دانلود رمان لبخند های آبنباتی برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

تشکر از همه دوستان نگاه دانلودی که برای حرف های ما ارزش قائل هستید و عضو انجمن نگاه دانلود شدن و بسیارای از این دوستان نویسنده هستن ولی نمیدونم چرا شروع نمی کنن تایپ کردن را دوستان میدان بازه بیاید شروع کنید رمان ها تون را جهت عضویت از این لینکاز طریق اینجا عضو بشن کلیک کنید

دانلود رمان سنگدل برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

۱۴a0_sagdel1

دانلود رمان سنگدل برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

تشکر از همه اون عزیزانی که عضو انجمن شدن و دیگه من لازم نیست بگم خود دوستان دیگه بدونن عضویت در انجمن نگاه دانلود کمک به بودن و پایدار بود نگاه هست  از طریق اینجا عضو بشن کلیک کنید

نام رمان: سنگدل
نویسنده:س.شب
ژانر:اجتماعی..عاشقانه
داستان درباره ی دختری که برای نجات زندگی اعضای خانوادش سختی های زیادی در زندگی تحمل میکنه .که ازش یک دختر با قلب سنگی ساخته دختری که در ظاهر سنگدله ولی باطنی از جنس شیشه داره.وسر نوشت براش بازی رودر نظر میگیره که برای نجات از اون باید سختی های زیادی رو تحمل کنه.امروز خیلی خستم.از صبح که بیدار شدم تا الان که
ساعت۸ شبه اصلا استراحت نکردم.
روزای فرد خیلی خسته کننده است.صبحا از ساعت۷ تا ساعت ۳تو تو لیدی کار میکنم .
از ساعت ۴تا ۸شبم تو باشگاه رزمی کار میکنم.اوایل برای نظافت میرفتم.

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون،ایپد

ty85_se_tofangdar_sheytoon

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون،ایپد

فکرشم نمی کردم نگاه دانلود این همه کاربر وفادار داره که وقتی گفتی به انجمن نگاه دانلود کمک کنید و عضو بشید چنین استقبالی بشه بازم منتظر شما هستیم  از این  با کلیک روی اینجا عضو بشن

بسم الله الرحمن الرحیم

نام : سه تفنگدار شیطون
نویسنده : فاطمه موسوی

ژانر: طنز

جلد:اول

از زبان: سه تادختر
مکان: ایران
نویسنده: فاطمه موسوی

شخصیت های مونث: آیدا….یاسی…فاطمه

شخصیت های مذکر: متین…اردلان…علی…سمیر

خلاصه:
داستان درباره سه تادختر،یابهتر بگم سه تا تفنگدار.آیدا یعنی همون تفنگدار اول کسیه که اینقدر شیطونه که باعث میشه پسر سرگرد محمدی یعنی همون متین از دستش سر به دیوار بکوبه . یاسی تفنگدار دوم ما پایه و رفیق فابریک آیداس و تنها مشکل زندگیش نبود مادرشه . تفنگدارسوممون فاطمه یه خورده زیادی عاشق .حالا عاشق کی؟ عاشق پسر خاله مامانش . حالا این سه تا قصد کردن که داستان زندگیشون رو برامون تعریف کنند. امیدوارم که خوشتون بیاد.اما دقت داشته باشین که این جلد فقط مال معرفی افرادو سبک اخلاقاشون و مقدمه آشنا شدن . جلد دوم اتفاقات اصلی و عاشقانه داره .
مقدمه:
نوشته های روی شن،مهمان اولین موج دریا هستند
اماحکاکی های روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
ودوستان خوب حک شدگان روی قلبندوماندگاران ابدی
ز آیهان خداحافظی کردم و کیفمو صاف کردم و وارد شدم . با شادی به بچه ها نگاه کردم که وا رفتم . با صدایی بلند گفتم :
من-خدایااینا چرا اینقدرگنده هستن؟اصلا چرا من نمی شناسمشون؟
علیک سلام . خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ خانواده خوبن ؟ همسرتون خوبه ؟ یدونم مال من جور کن . من آیدا هستم،آیدا موسوی ملقب به موسی یا آیدی ..۱۴سالمه و روزا ساعت دو کلاس دارم تا درس های مهم زندگی رو به شیطون آموزش بدم .امروزروز اول مهرماه اما نمیدونم چرا دوستامو نمی بینم. هرچی می بینم فقط دخترای گنده در دخترای گنده در

دانلود رمان اتاق معلم برای pdf اندروید و کامپیوتر

دانلود رمان اتاق معلم

خلاصه داستان رمان اتاق معلم :

ألا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها!که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌هاوقتی به گذشته نگاه میکنم، به فراز و نشیبهای زندگیم ،به شادی ها و غم هام ، میفهمم سرنوشت چه بازی ها که با آدم نداره!من پریچه اسدی هستم و این سرگذشت منه….اینم جلد رمان که خانم Moonlight زحمتش رو کشیدنبه نام خدابرای دوستانی که نمیدونن بروجن کجاست از توابع شهر کرد هست:)یادم نمیاد دقیقا چند شنبه بود که سرنوشت منو واسه بازی انتخاب کرد! فقط میدونم یه دختر چهارده ساله روستایی بودم که بی خبر از همه جا مثه هر روز صبح از خواب بیدار شدم ، مثه هر روز با خواهرم کل کل کردم و بازم مثه هر روز اخم و تنبیه مامان رو به جون خریدم ولی اون روز با هر روز فرق داشت اون روز شروع داستان من بود

دانلود رمان هرگز به احساسم شلیک نکن برای pdf اندروید و کامپیوتر

دانلود رمان هرگز به احساسم شلیک نکن

خلاصه داستان رمان هرگز به احساسم شلیک نکن :

به لبخند گرمش نگاه كردم و منم لبخند زدم. به چهارمين نقاشي از كاميار… از بيكاري انقدر تمرين كرده بودم كه در عرض دو ساعت ميتونستم هر قيافه اي رو به آسوني بكشم. چشماي كاميار منو زير نظر داشتن، انقدر طبيعي كه نگاهمو دزديدم. به صندلي تكيه دادم و به حياط نگاه كردم. هوا بي نظير بود و آسمون نيمه ابري. وسايل طراحيمو كنار دستم گذاشتم و با پام شروع كردم به تكون تاب. چشامو بستم و نفس عميقي كشيدم… سكوت اونجا با صداي ماشينايي كه بعضي اوقات از مقابل در خونه رد ميشدن ميشكست. در كل محله ي ساكت و آرومي بود. سليقه ي كاميارو تحسين ميكردم.
صفحه 1 از 712345...قبلی »