دانلود کتاب ایرانی - صفحه 2 از 2 -

پنج شنبه , ۲۳ آبان , ۱۳۹۸
مطالب جدید
آهنگ های جدید
آرشیو
فیلم و سریال
آرشیو

 نویسنده : x2yz

 تعداد صفحات : ۳۳۰

 خلاصه داستان :

داستان درباره ی دختریه که خیلی شیطونه، اما خانواده ی اشرافی داره. توی خونه باید مثل اشرافیا رفتار کنه. اما بیرون از خونه میشه همون دختر شیطون.
سعی میکنه سوتی نده تا عمش متوجه نشه که نمیتونه اشرافی رفتارکنه. همیشه از مهمونیای خانوادگی فرار میکنه. اما توی یکی از مهمونی ها مجبور به شرکت کردن میشه و سوتی های زیادی میده و…

14529707084

نوشته:ف.دقیقی

جلد دوم رمان کی فکرش رو می کرد

خلاصه :

شرح حال زنی است که پس از ازدواجی ناموفق براثر سهلانگاری به زندان میافتد و از تنها فرزند خود دور میماند. او وقتی از زندان آزاد میشود به سراغ فرزندش میرود، اما درمییابد که همسرش او را به خانواده ای فروخته است. زن پس از تلاش فراوان، فرزندش را…..

 

14529707084

نوشته:چیکسای

 

من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه گرم و سرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه ی خورشید
در دلم
میجوشد از یقین
احساس می کنم
در هر گوشه ای از این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان میروید از زمین.

خلاصه:

14529707084

نوشته: دختر ایرونی

خلاصه :

داستان از اونجایی شروع میشه که سه تا دختر برای دانشگاه تهران انتقالی میگیرن … این دخترا توی پارکینگ با چهارتا پسر تصادف می کنن و این دیدار ها طول کشیده و به لج و لجبازی تبدیل میشه ، اما این دختر ها سرکش و لجباز نمی دونن که این دیدار ها تصادفی نیست …

 

نوشته:mahtabeshgh

درخواستی کاربران 

خلاصه:

داستان درباره ی دختری به اسم یاسمن هستش که طبق پیمانی که پدر بزرگش با پدربزرگ فرهاد بسته است باید با فرهاد ازدواج کند.اما یاسمن فرهاد رو که ده سال ازش بزرگتره پیر مرد میدونه و حاضر به ازدواج باهاش نیست و …..

رمان عاشقانه

رمان

دانلود رمان قرار نبود هما پوراصفهانی

Gharar%20Nabood رمان مخصوص موبایل قرار نبود | هما پور اصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

14529707084

نوشته: beste

درخواستی کاربران

با تشکر از elnoosh کاربر رمان دانلود که در یافتن این رمان کمک کردند

خلاصه:…

همراز خواهری داشته که بخاطر *** شوهرخواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره..حالا سالها از اون زمان گذشته وهمراز در تلاش تا بچه های خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه ..دراین راه عموی بچه ها مقابلش قرار میگیره..دونفرکه خاطره ی بدی ازهم درگذشته دارن از دو دنیای متفاوت…پسری مغرور وسرد درمقابل دختری لطیف وبی غل وغش…لحظه های حل شدن این تفاوت واختلاف اونقدر شیرین وقابل لمسشدنه که همتون لذت میبرید…پایان خوش

سخن نویسنده رمان :

خوب بریم سراغ این داستان ….بانوی قصه فضاش شاید به لوکسی فضای زیتون نباشه ..که خب نیست…اما خشونت آمیز هم نیست….من بلد نیستم خشن بنویسم…آدمهای داستان من معمولا مسائلشون رو با حرف زدن حل می کنن این جا هم همینه..شخصیت اول داستان من دختر مقاومیه…اما جنس مقاومتش فرق میکنه…سرد نیست..
خوب به نظرم اگر شروعش کنم خیلی بهتره چون من اصلا بلد نیستم مقدمه و یا خلاصه بنویسم….

14529707084

نوشته: سهیلا حبیبی پور

درخواستی دوستان

خلاصه:

دختری به نام ستاره که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که کلی کل کل، خنده، هیجان، عشق، پلیس بازی و درام رو تو زندگیش میاره و اما بالاخره به هدفی که بخاطرش این همه دردسر رو به جون میخره میرسه یا نه؟با دختر شیطون ما همراه باشین تا بفهمین چی میشه ماجرا!…پایان خوش